خانم همکارم که هنوز در دانشگاه درس می‌خواند و پاره وقت به شرکت‌مان سر می‌زند،

 مداد به دست آمده پیشم و ازم «سرکُن» می‌خواهد.

 

 ب.ت: از خیل مشهدی‌هایی که به شیخ شنگر سر می‌زنند، این پست به پاس لینک‌های گاه و بی‌گاهش به این‌جا، با احترام تقدیم می‌شود به بانو میم نون.

 

 

/ 2 نظر / 6 بازدید
میم نون

باز خوبه مداد فشاری نداشته که ازت مغز مداد بخواد.

احسان م.

يه رفيق اصفهاني تو دانشكده يه بار به مسئول آموزش با اون لهجه غليظ اصفهانيش گفته بود: خانوم رحيمي ميبخشيندا. سوراخ كون داريد؟ خانم رحيمي بهش يه سوراخ كون داده بود و با عصبانيت گفته بود: پانچ! ميفهمي؟ اسمش پانچه!