- این پیکو بزنیم به سلامتی «سنایی غزنوی».

 - سنایی دیگه کدوم خریه؟ پفیوس پدسسّگ، همه‌ش داره خایه مالی نظامو می‌کنه.

 *****

 فک کن اگه شبیه این دیالوگ نهصد سال پیش، بین دو تا خراب ِ خرابه‌نشین در نمی‌گرفت، ما امروز تو تاریخ ادبیات‌مون شاعری که حتی یکی مث مولوی هم هندونه زیر بغل روحش گذاشته رو نداشتیم. زیادی تخمی نیست؟

 

/ 5 نظر / 13 بازدید
خسرو

خودت اصلا فهمیدی چی گفتی؟

خسرو

دیالوگ اول در زمان حاله دیگه قطعا و تو حالا بعدش می گی اگر در نهصد سال پیش در نمی گرفت همچین دیالوگی؟ منطورت اگر در می گرفت بوده؟ و منظورت اینه کسی چون حال سنایی رو نگرفته و خایه مال بودنشو افشا نکرده اینجوری مونده در تاریخ ادبیات ما؟ البته کسی مثل انوری و سوزنی سمرقندی که سنایی رو تا تونستن له کردن، ولی باز حرف تو یه جورایی صادقه. باید مفصلا بحث کنیم.

شیخ شنگر

در مورد مولوی هم، در یک بیت بسیار تعجب برانگیز می‌گه:‌ "عطار نور(؟) بود و سنایی دو چشم او/ ما از پی سنایی و عطار آمدیم."‌ حالا عطار یه چیزی، ولی سنایی واقعا؟... من شخصا از اشعار "عرفانی- اسهالی" بعد تحولش هم کهیر می‌زنم. فک کن قبلش دیگه چی بوده:‌ "به حرص ار شربتی خوردم مگیر از من که بد کردم/ بیابان بود و تابستان و آب سرد و استسقا" مای اس!

خسرو

تا اونجایی که من می دونم افرادی مثل سنایی و انوری و سوزنی حالا درسته اهل مدح و اینا هم بودن ولی بیشتر هزال بودن، و بعد که سنایی توبه می کنه و یهو به جانماز آبکشی می یوفته، اینا براشون زور داشت، و مدام دستش مینداختن.

خسرو

آره بر طرف شد. احتمالا برای کسی مثل من که داستان رو نمی دونست گنگ بود مضاف به اینکه از کلمات امروزی در دیالوگ استفاده کردی.