شب مهمان احمد آقا بودیم. امام هم شرکت کردند. آقای خامنه‌ای از امام خواستند که ارشادات خاص معنوی بفرمایند. امام تاکید بر خدمت به مردم و توجه به خدا و عبادت فرمودند و گفتند مطالب خاص ویژه‌ای ندارند.

 «خاطرات هاشمی - ٢٢ مرداد ۶۵»

 

 ب.ت: گفت:‌«یا شیخ، از اسرار حق با ما بازگو.» گفت:‌«تو موشی در حقه...»

 

 

/ 5 نظر / 5 بازدید
منم

مصاحبه با حسین 17 ساله مادری 31 ساله سینا 23 ساله دو فرزند طلاق و یک مادر دور از فرزند خواننده ی این 3 پست مصاحبه ی ما باشید! اگر کسی را سراغ دارید که فرزند طلاق میباشد و یا خودتان شاهد این تجربه در زندگیتان بوده اید در صورت تمایل ما را خبر کنید تا گپ و گفتی هم با شما داشته باشیم... منتظر حضور گرمتان هستیم[گل] ........................................ بهترینها تقدیم تو باد ای زاده ی پارس...[گل]

احسان م.

قبل از اينكه ملت ستمديده هم مثل من گوزپيچ شوند بگويم كه 2 نمره بايد بخاطر "ازشادات" و "دز حقه" از شيخ ما كم شود. و بعد بگذار اين اشاره ي لطيف رو لو بدم و ضايح (از ضايع قشنگتره!) كنم: روزي يكي نزد ابوسعيد ابوالخير آمد و گفت :اي شيخ!آمده ام تا از اسرار حق چيزي با من نمايي.شيخ گفت:باز گرد تا فردا .آن مرد بازگشت.شيخ بفرمود تا آن روز موشي بگرفتند و در حقه كردند و سر حقه محكم كردند ،ديگر روز آن مرد باز آمد و گفت:اي شيخ !آن چه وعده كرده اي بگوي .شيخ بفرمود تا آن حقه را به وي دادند و گفت:زينهار تا سر اين حقه باز نكني .مرد حقه را بر گرفت و به خانه رفت و سوداي آنش بگرفت كه آيا در اين حقه چه سر است ؟هر چند صبر كرد نتوانست ،سر حقه باز كرد و موش بيرون جست و برفت ،مرد پيش شيخ آمد و گفت :اي شيخ !من از تو سرّ خداي تعالي طلب كردم تو موشي به من دادي؟شيخ گفت:اي درويش ! ما موشي در حقه به تو داديم تو پنهان نتوانستي داشت ،سرّ خداي را با تو بگوييم چگونه نگاه خواهي داشت؟ تو روحِ پر فتوحِ كسي كه اين كامنت رو حذف كنه...

شیخ شنگر

البته من جای مَرده بودم به شیخ بوسعید می گفتم: "بلد نیستی، بگو بلد نیستم. از اُس کردن ما چی گیرت می آد؟"

محمد

حقیقت شاید همون موش تو حقه بوده