گفتم «ماگ» چای‌خوریم تو شرکت رو چند روزی نشورم ببینم کی و چطور کپک می‌زنه.

 ٢٣ روز گذشت؛ لایه‌ی قهوه‌ای رنگ چند میلی‌متری جدار داخلیش - که روزای اول به صورت لک‌های پراکنده بود و به مرور شکل پیوسته‌ای به خودش گرفت- به اُردر سانتی‌متر رسید و خبری نشد.

 دیگه بیش از این نمی‌شد قضیه رو از همکار خانوم بغل دستی‌م که ماشاءالله هزار ماشاالله واسه خودش یه پا «خوش‌بو کننده‌ی ضد عفونی کننده‌ی آنتی باکتریال ِ سوپر آنزیم»ه مخفی کرد. دروغ چرا؟ خودم هم دیگه از این‌ همه کثافت دلم ریش می‌‌شد و چایی از گلوم پایین نمی‌رفت.

 دلو زدم به دریا و شستمش و قالو کَندم.

 شب که قضیه رو با عیال مطرح کردم،  به عنوان متخصصی با کوله‌باری از تجربه از دنیای کپک‌ها، برام توضیح داد که «وقتی لیوان مدام در حال استفاده باشه کپک نمی‌زنه» و در پایان ازم خواست برای آزمایش مشابه آتی، حتماً قبلش باهاش هماهنگ کنم.

با اجازه‌ی سرکار خانم «ب. آ»، خواستم بگم چنین هم‌سری دارم من.

 

 

/ 1 نظر / 8 بازدید

این همه وقت نمی‌نوشتی تو فاز آزمایش بودی؟